أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
287
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
اكنون چيزى كه به آسمان تعلّق دارد از او التماس كنيم تا تواند « 1 » كه بنمايد ؟ بيامدند و گفتند كه : اى محمّد آنچه التماس كرديم همه بجاى آوردى ما را يك التماس ديگر است ، ما را مىبايد كه تا اين ماه را كه ازين كوه برآمد بمانند سپرى زرّين ؛ و اين شب چهاردهم بود براى ما به دو نيم كنى اگر توانى چنان كه دعوى مىكنى كه خداى ما خداوند آسمانها و زمينهاست ، رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم دستورى خواست از حضرت عزّت ؛ چون دستورى يافت دست برداشت و دعا كرد ؛ خداى تعالى ماه را به دو نيم كرد چنان كه يك نيمه ازين جانب كوه بود و ديگر نيمه از آن جانب ؛ و رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مىگفت : اللّهمّ اشهد ؛ اى بار خدايا گواه باش ، و حاضران را گفت : گواه باشيد . انس مالك گفت : ماه به دو نيمه شد يك نيمه برين جانب حراء « 2 » بود و ديگر نيمه بر آن جانب . عبد اللّه مسعود گفت : كافران از رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم درخواستند تا براى ايشان ماه بشكافت چون ماه بشكافت و به دو نيمه شد گفتند : سحركم أبى كبشة ، ابو كبشه بشما سحر كرد و كافران وى را ابو كبشه لقب نهادند براى آنكه مخالفت ايشان كرد چنان كه عبد الشعرى العبور را ابو كبشه خواندند براى آنكه او اوّلين كسى بود كه مخالفت قوم خود كرد « 3 » آنگه گفتند : اينچه « 4 » به چشم شما چنين نمود
--> ( 1 ) - كذا در تمام نسخ اين تفسير و نسخ خطّى ابو الفتوح ( ره ) ليكن در نسخ چاپى آن « تا نتواند » . ( 2 ) - در منتهى الارب گفته : « حراء ككتاب و حرى كعلى و أخير مروى است از عياض يذكّر و يؤنّث و يمنع ؛ كوهى است بمكّه فيه غار تحنّث فيه النبىّ ( ص ) » و در ( ح ن ث ) گفته : « تحنّث عبادت كرد شبهاى چند و گوشه گرفت از پرستش بتان » . ( 3 ) - ابن الاثير در النهايه گفته : « فى حديث أبى سفيان و هرقل : لقد أمر ابن أبى كبشة ؛ كان المشركون ينسبون النبىّ صلّى اللّه عليه و [ آله ] الى أبى كبشة و هو رجل من خزاعة خالف قريشا فى عبادة الاوثان و عبد الشعرى العبور فلمّا خالفهم النبىّ صلّى اللّه عليه [ و آله ] فى عبادة الاوثان شبّهوه به ، و قيل : إنّه كان جدّ النبىّ صلّى اللّه عليه [ و آله ] من قبل أمّه فأرادوا أنّه نزع فى الشبه اليه » فيروزآبادى در قاموس گفته : « و كان المشركون يقولون للنبىّ صلّى اللّه عليه [ و آله ] و سلّم ابن أبى كبشة شبّهوه بأبى كبشة رجل من خزاعة خالف قريشا فى عبادة الاصنام أو هى كنية وهب بن عبد مناف جدّه صلّى اللّه عليه [ و آله ] و سلّم من قبل أمّه لأنّه كان نزع اليه فى الشبه او كنية زوج حليمة السعديّة او كنية عمّ ولدها » طالب بسط و تفصيل بتاج العروس و ساير مفصّلات رجوع كند . ابو الفتوح ( ره ) گفته : « و گفتيم در سورة النجم كه او را براى چه اين لقب نهادند » پس طالب تحقيق ابو الفتوح ( ره ) بسورهء « و النجم » بتفسير آيهء « و أنّه هو ربّ الشعرى » مراجعه كند . ( 4 ) - در غالب نسخ : « اين » و مراد آنست كه : « اينكه » .